الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
289
الخصال ( فارسى )
چرا در پيشانى خطوط و چين است ؟ گفت نميدانم ! فرمود چرا ابرو بالاى چشم است ؟ گفت نميدانم ، فرمود چرا دو چشم چون بادام است ؟ گفت نميدانم . فرمود چرا بينى ميان آنهاست ؟ گفت نميدانم ! فرمود چرا سوراخ بينى در زير آنست ؟ گفت نميدانم ، فرمود چرا لب و سبيل بالاى دهن است ؟ گفت نميدانم ! فرمود چرا مردها ريش دارند ؟ گفت نميدانم . فرمود چرا دندان پيشين تيزتر است و دندان آسيا پهن است و دندان نيش بلند است ؟ گفت نميدانم . فرمود چرا كف دستها مو ندارد ؟ گفت : نميدانم ! فرمود چرا ناخن و مو جان ندارند ؟ گفت نميدانم فرمود چرا دل دانه صنوبر است ؟ گفت نميدانم ! فرمود چرا شش دو قطعه است و در جاى خود حركت مىكند ؟ گفت نميدانم ، فرمود چرا سپرز خميده است ؟ گفت نميدانم ، فرمود چرا كليه مانند دانه لوبيا است ؟ گفت نميدانم ، فرمود چرا دو زانو به سمت پشت خم و تا ميشوند ؟ گفت : نميدانم ، فرمود چرا قدمهاى پا پهلو تهى هستند ؟ گفت نميدانم . امام صادق ( ع ) فرمود ولى من همهء اينها را ميدانم ، گفت جواب بفرمائيد ، فرمود جمجمه چون ميان تهى است آفريده شده از چند قطعه استخوانست كه اگر قطعه قطعه نبود ويران ميگشت و بواسطهء اينكه چند قطعه است ديرتر شكسته مىشود و مو بر فراز آنست براى اينكه از ريشهء آن روغن بمغز برسد و از سر موها كه سوراخند بخارات بيرون برود و سرما و گرمائى كه بمغز وارد مىشود دفع كنند . پيشانى مو ندارد براى آنكه روشنى به چشم برساند خطها و چينهاى آن براى آنست كه عرق و رطوبتى كه از سر فرو ميريزد نگهدارد و چشم از آن محفوظ بماند باندازهاى كه انسان آن را پاك كند چون رودخانهها كه روى زمين آبها را نگهدارى ميكنند .